به گزارش رونوشت24، در دیداری که سید صفی الدین شفیعی مدیرکل بنیاد شهید استان اردبیل از مادر یک شهید داشت اتفاق تلخی رخ داد، اتفاقی که دل مدیرکل را هم داغ کرد.
مادر شهید در خانه ای زندگی میکرد که حتی در سقف هایش از چوب به جای آهن استفاده شده بود. خانه ای که شاید 80 سال قبل ساخته شده است. صحنه آنقدر تلخ و غمگین بود که هرکس آن را می دید هم عصبانی میشد هم ناراحت.
این امتیاز ویژه خانواده شهداست؟ مگر مسئولین قبلی کجا بودند؟ اگر سید صفی الدین شفیعی به دیدار این مادر عزیز نمیرفت چه میشد؟ چرا مدیران قبلی کم کاری کردند؟ کمترین وظیفه مدیران بررسی و بازدید از خانه و زندگی تمامی خانواده شهدا و جانبازان است. اگر این اقدام صورت میگرفت امروز شاهد این صحنه تلخ بودیم؟
از دکتر موسوی معاون محترم رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید میخواهیم در ادامه مسیر جهادی مهندس اوحدی، به تمام مدیران کل دستور دهند که بازدید و عیادت از تمام خانواده های شهدا و جانباز در طول سال انجام گیرد.
آیا نباید از خانواده هایی که کسی را نمیشناسند و صدایشان از نجابت در نمی آید یا در روستای دورافتاده هستند بازدید صورت گیرد؟
دل نوشته شفیعی مدیرکل بنیاد شهید:
خانهای که این مادر بزرگوار سالهاست در آن زندگی میکند، نه نشانی از «امتیاز ویژه» دارد و نه شباهتی به تصویری که گاه در فضای مجازی از وضعیت خانواده شهدا ترسیم میشود. آنچه دیده شد، فرسودگی، حداقلهای نادیدهگرفتهشده زندگی و مظلومیتی خاموش بود؛ مظلومیتی که سالهاست با صبر یک مادر شهید تحمل شده است.
اینجانب، بهعنوان مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اردبیل، وظیفه خود میدانم صریح و بیپرده اعلام کنم:
در قبال شرایط این مادر شهید، بنیاد شهید نیز کوتاهیهایی داشته است و این قصور، نهتنها از مسئولیت بنده کم نمیکند، بلکه بار آن را سنگینتر و غیرقابل اغماضتر میسازد.
اما در کنار این پذیرش مسئولیت، نمیتوان از واقعیتی تلخ عبور کرد.
وقتی مادر شهیدی برای دریافت یک فقره وام حداقلی از سوی بنیاد به بانک معرفی میشود، اما با شرایط سختگیرانه، ضامنهای سنگین و بروکراسی فرساینده مواجه میگردد؛
وقتی سایر دستگاههای متولی نیز هر یک مسئولیت را به دیگری واگذار میکنند؛
سؤال جدی این است: خدمت به خانواده شهدا دقیقاً در کدام میز اداری گم میشود؟
این سخن، توجیه نیست؛
تبرئه نیست؛
و شانه خالی کردن از مسئولیت نیست.
این یک هشدار صریح است به همه دستگاهها، از بانکها و شهرداریها گرفته تا مدیران اجرایی که نام خدمت را تکرار میکنند، اما در بزنگاه عمل، احتیاط و آییننامه را بر انسانیت و تعهد ترجیح میدهند.
واقعیت این است که والدین شهدا، مظلومترین قشر جامعهاند؛
نه اهل فریادند،
نه اهل مطالبهگری رسانهای،
و نه زبان اعتراض دارند.
و درست همین سکوت، گاه بهانهای برای فراموشی آنان شده است.
امروز انتظار افکار عمومی این است که همه مسئولان، بهویژه مدیران شهرداری و دستگاههای اجرایی، بدون تعلل و بدون تشریفات، برای ساخت یا بهسازی اساسی منزل این مادر شهید پای کار بیایند.
این اقدام نه لطف است، نه صدقه، و نه پروژه تبلیغاتی؛
ادای دِینی حداقلی به خانوادهای است که بزرگترین سرمایه خود را فدای امنیت و آرامش این سرزمین کرده است.
ما باید کمک کنیم؛
نه برای گزارش،
نه برای عکس،
نه برای رفع تکلیف،
بلکه برای آنکه این مادر شهید، چند روز باقیمانده عمر خود را در خانهای در شأن نام «مادر شهید» بگذراند.
و امروز باید هر یک از ما، صادقانه این پرسش را از خود بپرسیم:
اگر فردا، شهیدِ این خانه از ما سؤال کند:
«من برای امنیت شما رفتم؛ شما بعد از من با مادرم چه کردید؟»
آیا پاسخی خواهیم داشت که شرمنده نباشیم؟
انتشار این واقعیتها برای سیاهنمایی نیست؛
برای ثبت در حافظه عمومی است تا فردا کسی نگوید: «نمیدانستیم».
امروز همه دیدند،
و فردا تاریخ قضاوت خواهد کرد که چه کسی دید و عمل کرد، و چه کسی دید و گذشت.
خدمت به خانواده شهدا با جلسه، نامه و گزارش پایان نمییابد؛
با اقدام عملی، فوری و مؤثر معنا پیدا میکند.
انتهای پیام/

خانه مادر شهید

خانه مادر شهید
